بسم رب المهدی(عج)

برای از تو نوشتن بهانه لازم نیست

دمی که نام تو آید اشک من جاری ست

 

سپردم این دل بی تاب دستت ای مادر

که هر دمش ز غم تو ، خون دل باقی ست

 

گدای چادر خاکی ، اسیر یک نگهت

دل خراب من اینجا بسی تماشایی ست

 

بگو به آن سیهانی که سیلی ات بزدند

دمی بر آسودنشان ز آه دل ، واهی ست

 

چه کس کشید به آتش وجود خسته من؟

چه سالهاست وجودم اسیر تنهایی ست

 

به آسمان خبری داده ام ز داغ دلم

هنوز هم که هنوز است هوا بارانی ست

 

تو می روی ، دل من می رود ز دست مرو

که با سکوت تو مادر ، دلم خراباتی ست

 

شکسته این دل خسته ز سوز دیرینه

شکسته جان من ای دل ، به سینه غوغایی ست

 

ببار دیده ی بی تاب من ، ببار ای دل

که چشم منتظر من همیشه دریایی ست

 

باز هم فاطمیه میشود و بغض دلم می شکند چه سخت...

مادر مادر مادرجااان...

دلم میخواهد بازهم صدا بزنم تو را مادرم

آری تو را

تو را ای امید و پناه دل خسته ام...

میبینی؟دلم خون است... آغوش تو را میخواهم مادر ، دلم دستان نوازشگر تو را میخواهد ...

شکسته ام بی تو...

امروز سخنی شنیدم آتشی بود بر دلم:

مگر میشود پهلوی تو بود ولی نشکست...

آه...آه از سوز دل

مادر دلم برای قبر غریبت تنگ شده...

نگفتی دلتنگت میشوم... نگفتی قلبم میگیرد ، دیگر نمی تپد بی تو؟

نگفتی صبر در دل ، خود میشکند بی تو؟

اشک سوزانم را ببین مادر

چه بگویم دیگر تاب گفتنم و نه نوشتنم نیست...

دلم... دلم ...دلم رو به ویرانی ست

دعایم کن

آقای غریبم... مولا جان... تسلیت...

شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) را به پیشگاه مقدس مولا صاحب الزمان(عج) و به همه دوستان و شیعیان عزیز تسلیت عرض میکنم

التماس دعای زیاد


 

دل نوشته ی یه منتظر در چهارشنبه ششم خرداد 1388 ساعت 23:52 موضوع مناسبت ها | لینک ثابت