بسم رب المهدی(عج)

از طلوع فجر تا غروب ظلمت ، سلام بر تو باد ای روشن ترین ستاره عشق ، ای مظلوم ترین زمان ، ای تلألؤ عشق در نگاه تو ، در دستان پرمهرت که می نشاند توشه های عشق را را در دستان کودکان یتیم ؛ و در سینه غم زده تو که خانه همه دردهای عالم بود...

چه بگویم...چه بگویم وقتی دلم تاب نمی آورد بر رفتنت ، نبودنت مولا جان...

آن گاه که ملائک بوسه باران میکردند دستهایت را تا مگذاری پای در راه رفتن؛

آن گاه که زینب اشک می ریخت و التماس می کرد بر نرفتنت ؛

و آن گاه ...

گویی می دانست؛ زمین و آسمان می دانست که این بار ، گاه رفتن است ، گاه پرواز ، گاه تنهایی ، گاه یتیمی همگان ، گاه طلوع دوباره ظلمت ، گاه رستگاری تو وتنهایی ما برای همیشه...

ای آسمان صبر ، ای سخن تو مرثیه ناسروده روزگار و ای والا مقامترین ...

 

و آن گاه که دستان سیاهی شمشیر بر فرق خونین تو نشاند... بغض عالم شکست...؛ همچون دل من...

و آرزو کرد دنیا فنا را برای همیشه...

تو پر گشودی نزد مادر و من ماندم در یتیمی نبودنت...

شهادت مولا علی -علیه السلام- تسلیت باد

زینب ماند و بغض ماند و کوچه های تاریک...

حسین ماند و اشک ماند و نیزه های خونین...

حسن ماند و درد ماند و جگری سوخته...

چاه ماند و تنهایی ماند و نیاز درد دل تو با او...

 

دنیا ماند و ظلمت ماند و یک دنیا انتظار و انتظار و انتظار...

 

شهادت اول مظلوم عالم ، مولا علی (ع) رو به  پیشگاه آقا صاحب الزمان (عج) و همه شیعیان تسلیت عرض میکنم

تو این روزا و شبهای عزیز دعا برای سلامتی و تعجیل در فرج مولا فراموش نشه

مارو هم از دعای خیرتون بی نصیب نگذارید

محتاج دعای همه شما خوبان

یه منتظر

 


 

دل نوشته ی یه منتظر در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388 ساعت 22:19 موضوع دل نوشته های یه منتظر | لینک ثابت